دوخت
در بخش دوخت، هدف جمعآوری و مدون کردن دوختهای استان سیستان و بلوچستان میباشد. با توجه به گستردگی طیف دوختها در این استان، قابل درک است که جمع آوری دوختهای موجود، از عهده یک و یا چند نفر خارج بوده و نیاز به یک مشارکت جمعی از سوزاندوزان، اساتید و محققین خواهد داشت و در طول زمان تکمیل خواهد شد. از آنجایی که بعضی از دوختهای مشابه در شهرها و روستاهای این استان نامهای متفاوتی دارند و در بعضی موارد با این که نام دوختها یکیست ولی در شهرهای مختلف ممکن است اندکی متفاوت دوخته شود، سعی پلتفرم گنجه اتفاقا جمعآوری همه این روایتهای گوناگون بوده و به دنبال ساختن یک روایت غالب از دوختها نیست. از این رو ممکن است مثلا برای یک دوخت مشخص توصیف و دستورالعملهای متفاوتی ارائه شود.
دوخت و نقش در سوزندوزی بلوچ با هم پیوند غیر قابل تفکیکی دارند. با نگاهی به مطالب مکتوب، تحقیقات میدانی و محتویات کلاسهای آموزشی سوزندوزی بلوچ، متوجه می شویم که مثلا یک دوخت مشخص متعلق به نقشهای مشخصی نیز میباشد و در بیشتر موارد حتی نام دوخت و نقش یکیست و این، جدا کردن دوخت و نقش را از هم مشکل میکند. در پلتفرم گنجه، با وجود آگاهی از این وابستگی، اما به دوخت در بخش جداگانهای از نقش میپردازد زیرا که معتقد است جداکردن آنها موجب تسهيل در آموزش سوزندوزی به افراد خصوصا غیر بلوچ میشود. اما در شناسنامهای که برای هر دوخت در نظر گرفته شده، سعی شده با ذکر نام نقوشی که با آن دوخت انجام میشود به این وابستگی اشاره کنیم.
برای توصیف بیشتر در مورد شناسنامه هر دوخت، لازم است که توضیح مختصری در مورد روشهای دستهبندی دوختها در متون موجود، داده شود. به دلیل وسعت و تنوع دوختها در متون موجود، دوختها به روشهای مختلفی دستهبندی شدهاند که هر کدام بخشی از ویژگی دوختها را مدنظر قرار میدهند.
یکی از مهمترین این دستهبندیها بر اساس تقسیم دوختها به دو نوع کلی دوختهای تارشمار و غیرتارشمار میباشد. دوختهای تارشمار، دوختهایی هستند که با شمارش تار و پود پارچه دوخته میشوند. حال این شمارش میتواند با تارکشی پارچه صورت بگیرد و یا با شمارش تار و پود پارچههایی که به اصطلاح تارشمار شناخته میشوند، انجام شود. از مهمترین دوختهای تارشمار میتوان به دوخت پرکار، جوک و گراف اشاره کرد. دوختهای غیر تارشمار دوختهایی هستند که نیازی به شمارش تار و پود پارچه ندارند. به این معنی که نقش از قبل روی پارچه با مهرزدن و یا کشیدن نقش با خودکار حرارتی، منتقل شده است. از مهمترین این دوختها میتوان از دوخت پلیوار یا پریوار نام برد.
در تحلیل این روش دستهبندی میتوان گفت که این تقسیم بندی بیشتر در زمان معاصر معنا پیدا میکند. زیرا که از آنجایی که نقوش بلوچی هندسی هستند، همه آن ها را هم میتوان تارشمار دوخت و هم غیرتارشمار. چنانکه در گذشته تقریبا همه نقوش تارشمار دوخته میشدند. با این که در این روش نقوش دقیقتر روی پارچه منتقل میشوند، اما به دلیل زمانبر بودن، امروزه فقط در بعضی مناطق و برای بعضی از نقوش از این روش استفاده میشود. استفاده از مهر به دلیل تسریع و تسهیل سوزن دوزی به نظر میآید که با شیوه زیست امروزه تطابق بیشتری داشته باشد و استفاده از آن رو به گسترش میباشد.
از روشهای دیگر دستهبندی دوختها بر اساس مکان جغرافیایی آنهاست. از لحاظ جغرافیایی میتوان استان سیستان و بلوچستان را به سه بخش تقسیم کرد: بخش اول سیستان که شمالیترین بخش استان میباشد، بخش سرحد که در واقع بخش شمالی بلوچستان است و شامل زاهدان و ایرندگان میشود. بخش سوم قسمت جنوبی استان است که از گذشته دور مکران نامیده میشده است. دراین تقسیم بندی دوختهای بخش سیستان، سرحد و مکران از هم جدا شده و به دوختهای بخش سیستان خامک دوزی گفته میشود. دوختهای بخش سرحد دوختهای تار شمار و بخش مکران شامل دوختهای غیر تار شمار میشود.
این تقسیم بندی نیز همچنان که در تحلیل دسته بندی قبلی گفته شد، در زمان حاضر معنا پیدا میکند. زیرا که در قدیم تقریبا همه دوختها تارشمار بودهاند اما به دلایلی که توضیح داده شد، به خصوص در بخش جنوبی بلوچستان ایران یعنی مکران امروزه بیشتر از مهر برای انتقال نقش استفاده میشود. لازم به ذکر است که این مهرها نیز بیشتر از پاکستان وارد ایران میشود و مهرزنی در پاکستان بیشتر از ایران رواج دارد. همانطور که در این دسته بندی ذکر شده در بخش سرحد که مشخصا شامل زاهدان و ایرندگان میباشد، از دوختهای تارشمار مانند پرکار و جوک بیشتر از دوختهای غیرتارشمار استفاده میشود. اما مثلا در شهر سراوان با این که از لحاظ جغرافیایی بخشی از مکران محسوب میشود، اما از لحاظ جغرافیای دوختهایی متفاوت از مکران دارد و در این منطقه از دوختهای تارشمار به خصوص دوخت چوتل بیشتر استفاده میشود. نمونه دیگر آن شهر ایرانشهر در بخش مرزی مکران و سرحد میباشد که در آنجا، هم دوختهای غیرتارشمار مانند پلیوار رواج دارد و هم مشخصا دوخت تارشمار پرکار که به آن چپیدوز میگویند نیز استفاده میشود. به علاوه رواج بیشتر یک نوع دوخت در یک منطقه جغرافیایی به معنای استفاده نکردن از دوختهای دیگر نیست. با توجه به مثالهای بالا نمیتوان با قطعیت بر اساس مرزهای جغرافیایی دوختها را دستهبندی کرد. به خصوص امروزه به دلیل وجود جادههای ارتباطی بیشتر از گذشته بین شهرها و روستاهای این استان، استفاده از تلفن، اینترنت و شبکههای اجتماعی، میتوان پیشبینی کرد که مراودات فرهنگی بین مردم این استان راحتتر و سریعتر از گذشته برقرار میشود و احتمالا تفاوت دوختها بر اساس جغرافیایی که در آن استفاد میشود در آینده کمتر نیز، خواهد شد.
تقسیم بندی دیگری که مبنای نامگذاری بعضی از دوختها میباشد، تقسیم بندی بر اساس مقدار سوزندوزی روی پارچه است. بر این اساس در سوزندوزي بلوچ سه الگوي متداول دوخت به نام دوختهای پركار، ميانكار و كمكار رايج است. به اين ترتيب كه اگر تمام پارچه مدنظر، یعنی هم فضای مثبت که شامل نقش میباشد و هم فضای منفی یعنی فضای فواصل بین نقشها نیز سوزندوزي شود، نوع دوخت پركار محسوب ميشود. در دوخت پرکار تمام سطح پارچه سوزندوزی میشود. اگر بيشتر قسمتهاي پارچه سوزندوزي شود و فواصل كمي باقي بماند، دوخت ميانكار و اگر فقط نقشها که در فواصل زیادی از هم قرار دارند دوخته شوند و فضای بین نقشها کاملا ندوخته باقيمانده بماند، به این نوع دوخت كمكار گفته ميشود.
این تقسیم بندی اگرچه واضح است ولی از آنجایی که نام بعضی از نقوش و همچنین نام یک دوخت مشخص نیز پرکار نامیده شده، میتواند کمی گیج کننده باشد. مثلا یک نقش و یا دوخت پرکار میتواند به صورت پرکار، کم کار و میانکار دوخته شود.
تقسیمبندی دیگری که در بعضی از متون دیده شده، تقسیم بندی دوختها برای انواع مشخصی از نقشها باشد. بنابراین در این روش نقشها به نقوش اصلی، نقوش بین کادر و کادر تقسیم میشود و دوختهای مشخصی به هر کدام از این نقشها نسبت داده میشود. مثلا دوختهایی مانند کش برای کادرها استفاده میشود و دوختی مانند پرکار برای نقوش اصلی.
ولی ایرادی که به این دسته بندی وارد میشود تفاوت دوختها برای نقشهای اصلی و نقوش بین کادرهاست. نقوش بین کادرها در بعضی مواقع اگر بزرگتر اجرا شوند تبدیل به نقوش اصلی میشوند و همچنین دوختهای مشترکی وجود دارد که هم برای نقوش اصلی وهم بین کادرها استفاده میشود.
دستهبندی دیگری که در پلتفرم گنجه پیشنهاد میدهیم که وجه دیگری از دوختها را مدنظر دارد و کمی به دسته بندی قبلی شبیه است ولی مشکلات دسته بندی قبلی را ندارد، دستهبندی بر اساس فرمی است که این دوختها تولید میکنند. اگر شکل نقوش را به خط و سطح تقسیم کنیم، بعضی از دوختها فقط برای ایجاد خط مناسب هستند، این خط میتواند کادرهایی باشد که در پنلهای بلوچی وجود دارند و یا خطوط دور نقشها باشد. مثلا دوخت کش تنها برای تولید کادر استفاده میشود و یا در دوخت پرکار، سیاهدوزی برای تولید مرز بین نقشها استفاده میشود. اما بعضی از دوختها برای تولید سطح مناسبتر هستند. مثلا پر دورزی پرکار و یا پر دوزی جوک برای تولید سطح استفاده میشوند. و بعضی از دوخت ها هم برای تولید سطح و هم برای تولید خط کاربرد دارند و این بستگی به اندازه آنها دارد مانند دوخت جالر.
شناسنامه دوخت
همانطور که در ابتدا توضیح داده شد، دستهبندیهای ذکر شده هرکدام بخشی از ویژگی دوختها را مد نظر قرار می دهند و از این منظر حايز اهمیت هستند و به همین دلیل در شناسنامهای که برای دوختها در نظر گرفته شده، سعی شده که از همه این دستهبندیها استفاده شود. شناسنامه هر دوخت با نام دوخت و تصویر دوخت بر روی پارچه آغاز شده و بعد از آن اطلاعاتی در مورد نوع دوخت(تارشمار و غیرتارشمار)، نامهای دیگر، نام نقشهایی که با این دوخت تولید میشود، مکان جغرافیایی که دوخت به آنجا نسبت داده میشود و یا بیشتر متداول است، پارچه مناسب دوخت، اندازه دوخت و ویژگی دوخت از لحاظ فرمی داده میشود. در مرحله بعد دوخت توصیف شده و آموزش دوخت با تصاوير گرافیکی ساده به شکل مرحله به مرحله توضیح داده میشود.